ریخته‌گری و تولید

درخت‌بندی در ریخته‌گری جواهر؛ اصول عملی

📅 5 مهر 1405⏱ 11 min read✍ 3dwax
درخت‌بندی در ریخته‌گری جواهر؛ اصول عملی
پاسخ کوتاه

درخت‌بندی یعنی چیدن مدل‌ها روی راهگاه مرکزی طوری که فلز کامل پر کند و انقباض جبران شود. سه اصل دارد: مسیر کوتاه و بدون پیچ تند، اتصال از ضخیم‌ترین نقطهٔ قطعه، و شاخه‌ای که دیرتر از قطعه منجمد شود. قطعات سنگین پایین و ظریف بالا چیده می‌شوند. 3dwax — ۰۹۱۲ ۱۰۲ ۲۶ ۲۳

درخت‌بندی یعنی چیدن مدل‌ها روی یک راهگاه مرکزی به‌شکلی که فلز مذاب بتواند همهٔ قطعات را کامل پر کند و هنگام سرد شدن، انقباض هر قطعه از راه همان مسیر جبران شود. اصول درخت بندی ریخته گری ساده به نظر می‌رسند اما در عمل، بیشتر عیب‌های ریخته‌گری جواهر ریشه در همین مرحله دارند، نه در کوره یا دستگاه تزریق.

پاسخ کوتاه به پرسش «چطور درست ببندیم» سه اصل است: مسیر فلز باید کوتاه و بدون پیچ تند باشد؛ هر قطعه باید از ضخیم‌ترین نقطه‌اش تغذیه شود؛ و شاخه باید تا لحظهٔ انجماد کامل قطعه، خودش هنوز مذاب بماند. هر تصمیمی که این سه را نقض کند، به حفرهٔ انقباضی یا پر نشدن ختم می‌شود.

در ادامه اجزای درخت، قاعده‌های عملی قطر و زاویه، محل درست اتصال، جدول تراکم و ارتفاع، تفاوت مدل چاپی با موم تزریقی، خطاهای رایج و یک چک‌لیست اجرایی را می‌آوریم.

درخت‌بندی چیست و چرا نتیجه را تعیین می‌کند

درخت، سیستم تغذیهٔ قطعه است؛ نه یک نگهدارندهٔ ساده. وقتی فلز مذاب وارد فلاسک می‌شود، از راهگاه اصلی بالا یا پایین می‌رود و از طریق شاخه‌ها به هر قطعه می‌رسد. تا اینجا کار ساده است. بخش سخت، مرحلهٔ سرد شدن است.

فلز هنگام انجماد حجمش کم می‌شود. اگر در آن لحظه مسیری برای رسیدن فلز مذاب تازه به قطعه باز نباشد، کمبود حجم به‌شکل حفره در داخل یا سطح قطعه ظاهر می‌شود. این همان حفرهٔ انقباضی است که با حباب هوا اشتباه گرفته می‌شود.

پس درخت باید طوری بسته شود که قطعه زودتر از شاخه سرد شود و شاخه زودتر از راهگاه. اگر ترتیب برعکس شود، شاخه پیش از قطعه می‌بندد و راه تغذیه قطع می‌شود. تمام قاعده‌های قطر و طول که در ادامه می‌آید، از همین یک اصل بیرون آمده‌اند.

اجزای درخت و اصطلاحات کارگاهی

هر درخت از چهار جزء ساخته می‌شود و شناختن نامشان، ارتباط با تأمین‌کننده و عیب‌یابی را آسان می‌کند. پایهٔ لاستیکی که کف فلاسک قرار می‌گیرد و مخروط ورودی را می‌سازد؛ راهگاه اصلی که ستون مرکزی است؛ شاخه‌ها که قطعات را به ستون وصل می‌کنند؛ و در برخی کارها، تغذیهٔ کمکی روی قطعات حجیم.

مخروط ورودی نقش مخزن را دارد. حجم آن باید به‌قدری باشد که در لحظهٔ انجماد، هنوز فلز مذاب برای تغذیهٔ کل درخت داشته باشد. مخروط کوچک یعنی درختی که از بالا تغذیه نمی‌شود.

راهگاه اصلی باید ضخیم‌ترین عضو مجموعه باشد و بدون تغییر مقطع ناگهانی ادامه پیدا کند. هر گوشهٔ تیز روی مسیر، جریان را آشفته می‌کند و آشفتگی جریان یعنی حبس هوا و اکسید شدن سطح فلز.

قطر و طول شاخه؛ قاعده‌های عملی

قاعدهٔ پایه این است: قطر شاخه باید کمتر از ضخیم‌ترین مقطع قطعه و بیشتر از نازک‌ترین آن باشد. اگر شاخه از قطعه ضخیم‌تر باشد، دیرتر منجمد می‌شود و کندن آن سخت و پرضایعات خواهد بود. اگر خیلی نازک باشد، پیش از قطعه می‌بندد و تغذیه قطع می‌شود.

طول شاخه هم متغیر مهمی است. شاخهٔ بلند مسیر را طولانی می‌کند و افت دما ایجاد می‌کند؛ شاخهٔ خیلی کوتاه، قطعه را به راهگاه داغ می‌چسباند و باعث می‌شود ناحیهٔ اتصال دیر سرد شود و همان‌جا دانه‌های درشت و سطح زبر تشکیل شود.

برای انگشترهای معمولی، شاخهٔ کوتاه با قطر متوسط جواب می‌دهد. برای قطعات ظریف مثل گوشوارهٔ سیمی یا آویزهای نازک، شاخهٔ باریک‌تر ولی کوتاه‌تر انتخاب می‌شود تا فلز فرصت سرد شدن پیدا نکند. برای پلاک و قطعات حجیم، یک شاخهٔ اصلی به‌علاوهٔ تغذیهٔ کمکی روی نقطهٔ ضخیم لازم است.

زاویه و جهت اتصال شاخه

شاخه‌ها باید رو به بالا و با زاویهٔ متمایل به ورودی فلز بسته شوند، نه عمود بر راهگاه. زاویهٔ مایل باعث می‌شود جریان فلز به‌جای برخورد نود درجه‌ای، نرم به داخل قطعه هدایت شود. برخورد عمود، گردابه می‌سازد و گردابه یعنی هوای حبس‌شده.

جهت رو به بالا هم دلیل فنی دارد. در ریخته‌گری با نیروی گریز از مرکز یا خلأ، فلز از مخروط به سمت پایین و بیرون حرکت می‌کند و شاخهٔ متمایل، ادامهٔ طبیعی همان مسیر است. شاخهٔ رو به پایین، فلز را وادار به تغییر جهت ناگهانی می‌کند.

یک نکتهٔ کارگاهی: محل چسباندن شاخه به راهگاه باید صاف و بدون گلوله‌شدگی موم باشد. برجستگی اضافه در محل اتصال، هم مسیر را تنگ می‌کند و هم هنگام سوزاندن، مادهٔ اضافه تولید می‌کند.

کجای قطعه را به شاخه وصل کنیم

اتصال باید روی ضخیم‌ترین نقطهٔ قطعه و در جایی باشد که پرداخت آن کمترین آسیب را می‌زند. این دو شرط گاهی با هم در تضادند و انتخاب، به تجربه برمی‌گردد.

  • انگشتر: معمولاً زیر رینگ یا کنارهٔ پایینی، جایی که ضخامت بیشتر است و رد کندن با سوهان راحت پاک می‌شود.
  • آویز و پلاک: از لبهٔ کناری یا از محل حلقهٔ اتصال، نه از وسط سطح صاف.
  • گوشوارهٔ ظریف: از ضخیم‌ترین انتها، و در صورت نیاز دو شاخهٔ نازک به‌جای یک شاخهٔ ضخیم.
  • قطعات نگین‌دار: هرگز روی نگین‌گیر یا چنگک؛ رد سوهان روی این نواحی، نگین‌نشانی را خراب می‌کند.
  • دستبند و قطعات بلند: دو یا سه نقطهٔ اتصال برای جلوگیری از تاب برداشتن.

هرگز اتصال را روی سطح نمایان و صیقلی نگذارید. حتی با بهترین پرداخت، محل کندن شاخه روی سطح براق قابل تشخیص می‌ماند و برای قطعات با روکش رنگی، این نقطه اولین جایی است که روکش می‌پرد.

می‌خواهید همین را برای شما بسازیم؟مشخصات را ثبت کنید تا طراحان تأییدشده پیشنهاد بدهند، یا مستقیم تماس بگیرید.

فاصله‌گذاری، تراکم و ارتفاع درخت

تراکم بیش از حد، شایع‌ترین دلیل ناموفق بودن یک نوبت ریخته‌گری است. قطعات باید فاصلهٔ کافی از هم و از دیوارهٔ فلاسک داشته باشند تا گچ بتواند بین آن‌ها نفوذ کند و لایهٔ گچ پشت هر قطعه به‌قدر کافی ضخیم بماند.

پارامتر قاعدهٔ عملی اگر کمتر باشد اگر بیشتر باشد
فاصلهٔ قطعه تا دیوارهٔ فلاسک دست‌کم اندازهٔ ضخامت قطعه ترک گچ و زائدهٔ فلزی هدررفت فضای فلاسک
فاصلهٔ قطعه تا قطعهٔ بعدی بیشتر از ضخامت هر دو قطعه نفوذ ناقص گچ و اتصال ناخواسته کاهش تعداد در هر نوبت
فاصله تا کف فلاسک فضای کافی برای مخروط ورودی مسیر ورود فلز تنگ می‌شود افزایش وزن راهگاه
فاصله تا سطح بالایی گچ لایهٔ گچ کامل روی بالاترین قطعه بیرون‌زدگی قطعه و شکست قالب کاهش ارتفاع مفید
ترتیب قطعات روی ستون سنگین پایین، سبک بالا پر نشدن قطعات سنگین ــ

قاعدهٔ چیدمان عمودی مهم است: قطعات سنگین و ضخیم را نزدیک ورودی فلز بگذارید و قطعات ظریف را بالاتر. فلز داغ‌تر و پرفشارتر ابتدا به قطعات پایین می‌رسد و همان چیزی است که قطعهٔ حجیم لازم دارد.

انجماد جهت‌دار و اصل تغذیه

انجماد باید از دورترین نقطهٔ قطعه شروع شود و به سمت مخروط ورودی پیش برود. این یعنی سردترین بخش سیستم باید نوک قطعه باشد و داغ‌ترین بخش، مخروط. هر جایی که این ترتیب برعکس شود، حفرهٔ انقباضی ایجاد می‌شود.

در عمل این اصل چند پیامد روشن دارد. اول، مقطع سیستم باید از قطعه به سمت مخروط پیوسته افزایش پیدا کند. دوم، هیچ نقطهٔ ضخیمی نباید پشت یک گلوگاه نازک قرار بگیرد؛ چون گلوگاه زودتر می‌بندد و نقطهٔ ضخیم بدون تغذیه می‌ماند. سوم، اگر قطعه‌ای دو ناحیهٔ ضخیم دارد که با بخش نازک به هم وصل شده‌اند، هر ناحیه به تغذیهٔ مستقل نیاز دارد.

وقتی روی یک قطعه حفرهٔ داخلی می‌بینید که همیشه در یک محل تکرار می‌شود، تقریباً همیشه ریشهٔ آن نقض همین اصل است؛ نه دمای فلز و نه کیفیت گچ.

درخت‌بندی مدل چاپی در برابر موم تزریقی

اصول یکسان است ولی جنس ماده، روش اتصال را تغییر می‌دهد. مدل موم تزریقی را با قلم گرم و موم چسبی به شاخه وصل می‌کنند و اتصال، یکپارچه و بدون درز می‌شود. مدل چاپی ذوب نمی‌شود و همین کار را سخت‌تر می‌کند.

برای مدل چاپی دو مسیر رایج است. یا شاخه و راهگاه در همان مرحلهٔ طراحی به مدل اضافه می‌شوند و کل درخت یک‌جا ساخته می‌شود، یا مدل با چسب مخصوص و کم‌خاکستر به شاخهٔ مومی متصل می‌گردد. مسیر اول تمیزتر است و نقطهٔ ضعف اتصال ندارد، ولی فضای سینی را بیشتر مصرف می‌کند.

در حالت دوم، انتخاب چسب اهمیت جدی دارد. چسب معمولی هنگام سوزاندن باقی‌مانده تولید می‌کند و دقیقاً در حساس‌ترین نقطه یعنی محل ورود فلز، ناخالصی می‌گذارد. چسب مخصوص ریخته‌گری با باقی‌ماندهٔ ناچیز، هزینهٔ اندکی دارد و مشکل بزرگی را حذف می‌کند.

هشت خطای رایج درخت‌بندی

این خطاها را در کارگاه‌ها بارها می‌بینیم و هرکدام نشانهٔ مشخص خودشان را روی قطعه می‌گذارند.

  • شاخهٔ ضخیم‌تر از قطعه که کندن آن ضایعات و رد عمیق به جا می‌گذارد.
  • اتصال عمود بر راهگاه که جریان را آشفته می‌کند.
  • چیدن قطعات سنگین در بالای درخت و قطعات ظریف در پایین.
  • چسباندن شاخه به نازک‌ترین بخش قطعه.
  • تراکم زیاد که مانع نفوذ گچ می‌شود.
  • مخروط ورودی کوچک که مخزن تغذیه را کم می‌کند.
  • بیرون زدن بالاترین قطعه از سطح گچ.
  • استفاده از چسب نامناسب برای اتصال مدل چاپی.

چک‌لیست اجرایی و وزن‌گیری درخت

پیش از گچ‌ریزی، این ترتیب را روی هر درخت اجرا کنید. مرحلهٔ وزن‌گیری را حذف نکنید؛ محاسبهٔ مقدار فلز از روی وزن درخت انجام می‌شود و اشتباه در آن یعنی کم آمدن فلز وسط تزریق.

  1. قطعات را بر اساس وزن مرتب کنید و ترتیب چیدمان را از سنگین به سبک مشخص کنید.
  2. برای هر قطعه، ضخیم‌ترین نقطه و بهترین محل اتصال را تعیین کنید.
  3. قطر شاخه را متناسب با همان نقطه انتخاب کنید، نه یک اندازه برای همه.
  4. شاخه‌ها را با زاویهٔ متمایل به سمت مخروط ببندید.
  5. محل اتصال را با قلم گرم صاف کنید تا برجستگی و درز باقی نماند.
  6. فاصلهٔ قطعات از هم و از دیوارهٔ فلاسک را چشمی و با خط‌کش کنترل کنید.
  7. درخت را داخل فلاسک خشک قرار دهید و ارتفاع کل را بسنجید تا لایهٔ گچ بالایی کافی باشد.
  8. درخت کامل را وزن کنید و عدد را ثبت کنید.
  9. مقدار فلز لازم را از روی وزن درخت و ضریب چگالی فلز محاسبه کنید و مقدار اضافه برای مخروط در نظر بگیرید.
  10. پیش از گچ‌ریزی یک بازبینی نهایی انجام دهید؛ هر قطعهٔ لق یا شاخهٔ نیم‌چسبیده را همان‌جا اصلاح کنید.

در بازار ایران، اختلاف عیار و ترکیب آلیاژ بین تأمین‌کننده‌های مختلف باعث می‌شود ضریب چگالی همیشه یکسان نباشد. بهتر است برای هر آلیاژی که مرتب استفاده می‌کنید، یک بار عدد واقعی را از روی نتیجهٔ ریخته‌گری استخراج و ثبت کنید. برای قیمت روز فلاسک، پایهٔ لاستیکی و متریال درخت‌بندی تماس بگیرید.

سؤالات متداول

چند قطعه در یک درخت جا می‌شود

عدد ثابتی وجود ندارد چون به قطر فلاسک، ابعاد قطعات و فاصلهٔ لازم بستگی دارد. معیار درست، فاصله است نه تعداد: تا وقتی هر قطعه از قطعهٔ کناری و از دیوارهٔ فلاسک فاصلهٔ کافی برای نفوذ گچ دارد، می‌توانید اضافه کنید. تراکم بیش از حد سود ندارد چون یک نوبت خراب، از چند قطعهٔ اضافه گران‌تر تمام می‌شود.

چرا قطعات بالای درخت پر نمی‌شوند

معمولاً به‌دلیل افت دما یا فشار ناکافی در انتهای مسیر. اگر قطعات بالایی همیشه ناقص می‌آیند، ابتدا قطعات سنگین را از بالا به پایین منتقل کنید، سپس قطر راهگاه اصلی را بررسی کنید. راهگاه نازک، فلز را زودتر سرد می‌کند و به بالاترین نقطه نمی‌رساند. دمای قالب هنگام تزریق هم عامل مهمی است.

آیا می‌شود شاخه را بدون سوهان کند

بله، با انبر مخصوص یا سیم‌چین ظریف می‌توان شاخه را نزدیک قطعه قطع کرد، ولی همیشه یک برجستگی باقی می‌ماند که باید سوهان بخورد. برای کاهش کار پرداخت، محل اتصال را از ابتدا در ناحیه‌ای انتخاب کنید که دسترسی ابزار راحت باشد و سطح نمایان قطعه نباشد.

تفاوت درخت‌بندی طلا و نقره چیست

اصول یکسان است ولی نقره رسانایی حرارتی بالاتری دارد و سریع‌تر سرد می‌شود. برای همین در نقره معمولاً شاخهٔ کمی ضخیم‌تر و مسیر کوتاه‌تر انتخاب می‌شود تا فلز فرصت رسیدن به انتهای قطعه را داشته باشد. تمایل نقره به جذب گاز هم بیشتر است، پس تمیزی مسیر و پرهیز از آشفتگی جریان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

تغذیهٔ کمکی چه زمانی لازم است

وقتی قطعه یک ناحیهٔ ضخیم دارد که از راه بخش نازک به شاخهٔ اصلی وصل می‌شود. در این حالت بخش نازک زودتر منجمد می‌شود و ناحیهٔ ضخیم بدون تغذیه می‌ماند و حفرهٔ انقباضی می‌گیرد. یک شاخهٔ کمکی مستقیم به همان ناحیه، مشکل را حل می‌کند. رد آن هم باید در محل کم‌دید باشد.

وزن راهگاه و شاخه‌ها هدر می‌رود

نه، فلز راهگاه دور ریخته نمی‌شود و پس از جداسازی، تمیز و دوباره ذوب می‌شود. ولی هر بار ذوب مجدد، مقداری اکسید و افت آلیاژ به همراه دارد. برای همین درخت را بی‌دلیل سنگین نکنید و معمولاً فلز بازیافتی را با مقداری فلز نو ترکیب می‌کنند تا کیفیت آلیاژ حفظ شود.

اگر می‌خواهید درخت‌بندی سفارش‌هایتان را به تیمی بسپارید که هم طراحی و هم ریخته‌گری را انجام می‌دهد، 3dwax کل مسیر را از مدل‌سازی سه‌بعدی و چاپ تا درخت‌بندی، ریخته‌گری دقیق و تحویل قطعهٔ پرداخت‌شده پوشش می‌دهد. هر طرح با کد اختصاصی در دیتاسنتر ما بایگانی می‌شود و تولید مجدد فقط با اعلام همان کد انجام می‌گیرد. نشانی: تهران، بازار بزرگ، خیابان ۱۵ خرداد، همه‌روزه ۹ تا ۲۰ با ارسال به سراسر ایران. برای مشاوره و قیمت روز با ۰۹۱۲ ۱۰۲ ۲۶ ۲۳ تماس بگیرید.

می‌خواهید همین را برای خودتان بسازیم؟سفارش طرح اختصاصی ثبت کنید یا از کاتالوگ طرح‌های آمادهٔ تأییدشده انتخاب کنید.
ثبت سفارش طراحیکاتالوگ آماده
مشاوره و سفارشسؤالی دارید؟ همین حالا تماس بگیرید

کارشناسان 3dwax هر روز از ۹ تا ۲۰ پاسخگوی شما هستند — از انتخاب دستگاه تا ثبت سفارش طرح اختصاصی.

📍 تهران، بازار بزرگ، خیابان ۱۵ خرداد · 🕘 هر روز ۹ تا ۲۰
۳D
تیم فنی 3dwax

این مطلب را تیم فنی 3dwax نوشته است؛ مجموعه‌ای فعال در طراحی، پرینت سه‌بعدی و ریخته‌گری طلا و جواهر در تهران، بازار بزرگ، خیابان ۱۵ خرداد. محتوا بر پایهٔ کار روزمره در کارگاه و تجربهٔ مستقیم با دستگاه‌ها و متریال بازار ایران تهیه شده است.

آخرین به‌روزرسانی: 13 شهریور 1405
Contact us